اگر شما و تمام اقوامتان در طول زندگی تنها یک کارمند بودید،از تردمیل کارمندی پایین بپرید ،شروع کردن یک کسب وکار است که ذهن شما را درگیر یکسری افکار عمیق میکند.

در واقع،ممکن است سال اول یا بهتراست بگویم سال های اول صرف چرخ نخ ریسی شود و در نتیجه ،در کل چیز زیادی به دست نیاورید.اشکالی ندارد،نگران نشوید.به همین دلیل خداوند مزایایی برای بیکاری و کارهای موقت آفریده است.در این مدت شما تجربه کسب کرده اید.

میخواهم با هم نگاهی به ۱۰ نکته ای بیاندازیم که در این مورد نظرم را جلب کرده اند:

  1.  هنگامی که کسب وکار خود را راه اندازی کردید،هرگز،هرگز،سراغ یافتن کار دیگری نمیروید.ممکن است زمانی برسد که شما در تنگنای مالی افتاده اید و مجبورید در یک کافه کارکنید یا روی پروژه های مستقل وقت بگزارید،در این حالت شما تنها برای مدتی این مشکل را حل میکنید ،اما این کاملا متفاوت با فکرکردن به یک کار به عنوان “حرفه” است . شما میدانید وقتی کار مورد علاقه تان را آغاز میکنید ،این یک حرکت تاکتیکی است که شما را بیشتربه حرفه واقعیتان (کسب و کار شخصی)  وابسته میکند.
  2. هنگامی که کسب وکار خود را شروع کردید،هرگز وقت و انرژی خود را برای ثروتمند شدن کس دیگرتلف نمی کنید.
    شما برای یک نفر کار میکنید و آن کسی نیست غیر از خود شما.شما کار میکنید تا خود شما ثروتمند شوید.نه تعمیرگاه محل و نه هیچ کس دیگر.فقط شما .
    اشکالی ندارد اگر هنوز به مزیت های مالی دست نیافته اید،به یاد داشته باشید که نقطه مورد نظر شما دور نیست.
  3. هنگامی که کسب وکار خود را شروع کردید،دیگر مجبور نیستید با کارفرمایان و سیاست های دفتری خسته کننده سروکار داشته باشید.bad-boss
    ممکن است شما هم روزی رئیس بدی شویدو اگر اینگونه باشید ، کسب و کارتان آسیب میبیند.پس یا ترساندن و اذیت کردن کارمندانتان را تمام کنید یا همین راه را ادامه دهید.
    شما میتوانید خودتان را کنترل کنید اما نمیتوانید رئیس و همکارانتان را کنترل کنید.

  4. هنگامی که کسب وکار خود را راه اندازی کردید،تصمیم میگیرید سخت تر از چیزی که تا به حال در زندگیتان کار کرده اید کار کنید و عاشق هر لحظه ی آن میشوید.
    چرا؟به دلیل اینکه درحال برنامه ریزی و یافتن راهی هستید که توانمند و ثروتمند شوید.هنگامی که برای کس دیگری کار می کنید داشتن چنین انگیزه هایی سخت است.
  5. هنگامی که کسب وکار خود را شروع کردید،دیگر صاحبان کسب و کار و مدیرعاملان تبدیل میشوند به همتای شما،نه کارفرمای شما.
    وقتی وارد این حرفه شدید متوجه میشوید که مدیرعامل یک کمپانی که محصولی را تولید کرده و شما از آن استفاده میکنید،فرد عجیب و غریبی نیست که در رسانه ها هم حضور پیدا  کرده. آنها افراد معمولی اند،از گوشت و خون مردم و مثل شما از صفر شروع کرده اند.
  6. هنگامی که کسب وکار خود را شروع کردید،شما و تنها شما مسئول درآمد خود هستید.
     این به این معناست که شما در مورد دو نکته دچار وسواس می شوید: بازاریابی و خوشحال نگه داشتن مشتریان.بازاریابی نکردن یا انجام ندادن کارهای کوچک اما مهم یعنی از دست دادن مشتری،از دست دادن مشتری یعنی درآمد کم.از تلاشهایتان بازخورد مستقیم دریافت میکنید.این کاریست که شما باید انجام دهید،نه کس دیگر.Money Management
  7. هنگامی که کسب وکار خود را راه اندازی کردید،پی میبرید چه کسانی دوستان واقعی شما هستند.
    به همان اندازه که دوستان و خانواده شما ممکن است دوستتان داشته باشند و به همان اندازه که شما ممکن است آنها را دوست داشته باشید.بعضی از کارمندان نمیخواهند بدانند شما چه کاری انجام می دهید.آنها مثل شما درگیر کار نمیشوند و زمانی که ممکن است لب به حمایت از شما باز کنند ،شما نمیتوانید به معنای واقعی به کمک آنها اعتماد کنید.مشکل از آنها نیست،قصد آنها خوب است اما ،شما باید با کفش کس دیگری راه رفتن را امتحان کنید تا او را درک کنید.
    تعجب نکنید اگر با دیگر صاحبان کسب و کار بیشتر از دوستان قدیمیتان رفیق یا بهتر است بگویم قاطی شدید.
  8. هنگامی که کسب وکار خود را راه اندازی کردید، متوجه میشوید این قدرت را دارید که برای چیزهایی که برای شما با ارزشند پرداخت کنید نه آنچه در کار با ارزش است.
    این بسیار مشکل است وقتی متوجه شوید درآمدتان به طور ناگهانی توسط شرکتی که درآن کار میکنید کم شده است.
    آیا این همان “سقف شیشه” ایست که همه در موردش صحبت میکنند؟
    (سقف شیشه ای به موانع  مصنوعی و نامرئی ،تصمیمات سازمانی و تعصبات مسئولان سازمان اطلاق میشود که مانع پیشرفت اشخاص با صلاحیت و یا اقلیت ها در داخل سازمان ها می گردد.)
  9. هنگامی که کسب وکار خود را راه اندازی کردید،شما به خوبی یادخواهید گرفت چگونه مسائل مالی خود را مدیریت کنید.
    خریدن عینک ۳۰۰ هزارتومانی و رینگ های فانتزی برای ماشینتان را فراموش کنید.از آنجایی که شما همیشه قادر به شمارش درآمد ماهیانه نخواهید بود ،قبل از اینکه، پولی را که به سختی به دست آورده اید برای هرچیز غیر ضروری خرج کنید،چندبار فکر میکنید. Money Managementدر ابتدا ،انتظار می رود ۹۹% درصد از درآمد صرف پرداخت قبوض،خرید مواد غذایی و هزینه های کسب و کار شود و احتمالا باقی مانده را برای کمبودهای ماه بعد نگه میدارید.
  10. هنگامی که کسب وکار خود را شروع کردید،شما آزاد تر، باهوش تر ،مستقل تر ،کاردان تر،کنترل شده تر و پرقدرت تر از هر وقت که تا به حال در زندگیتان بودید خواهید بود.
    اقتصادها و دولت ها ممکن است سقوط کنند،سیستم های مالی ممکن است با شکست روبرو شوند ،اما اگر شما برای خودتان کار میکنید ،میدانید چگونه نجات پیدا کنید.
    چرا؟
    به دلیل اینکه هیچ چیز نمیتواند مغز ،استعداد و مهارت هایتان را از شما بگیرد و همیشه کسی هست که خواهان آنها باشد.


منبع:lifehack

(۵۶۵)